تبليغاتX

barobache_irooni
ღღنازی جونღღ
گلثومه در یتیم خانه کابل

new_pa94.jpg

در سن چهار سالگی با شوهر سی ساله عروسی کرده بعد از سالها لت و کوب و صد ها جراحت در بدن کوچکش از خانه شوهر فرار نموده فعلآ در یک یتیم خانه کابل با اندکی مهر ومحبت آشنا شده

گلثومه دختر یازده ساله روی پارچه گلیم در بیرون در وازه خانه خسر خود افتاده. خسرش فریاد میزند که اگر او ساعت بند دستی گمشده را تا فردا پیدا نکند او را می کشد .

خسر. خشم آلود گلثومه از بایت گم شدن ساعت بند دستی دخترش وی را مکرر با چوب لت کوب نموده . تمام بدن وی را زخمی و خون آلود میسازد . از زخم های درد ناک گلثومه خون جاری میشود بازوی راست و پای راست وی در اثر زدن می شکند . صدای فریاد دلخراش دختر کوچک به آسمان بلند میشود.

گلثومه میداند اگر وی همان لحضه فرار نکند خسر بیرحم به گفته اش وفا خواهد کرد و او را خواهد کشت .

وقتی من او را در وزارت امور زنان دیدم .اوفعلآ دوازده سال دارد



برید به ادامه ی مطلب!


ادامه مطلب

+ نويسنده چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

ساعت 8:59

توسط ღღنازی جونღღ |

زن عشق مي کارد و کينه درو مي کند ...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...
مي تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...
براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج کني ...

در محبسي به نام بکارت زنداني است و تو ...
او کتک مي خورد و تو محاکمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي کني ...
او درد مي کشد و تو نگراني که کودک دختر نباشد ...
او بي خوابي مي کشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...
و قرن هاست که او عشق مي کارد و کينه درو مي کند چرا که در
چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند
و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي
منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد که تهي از دل بوده و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي کند ...
و اين، رنج است.

+ نويسنده سه شنبه سی و یکم شهریور 1388

ساعت 15:54

توسط ღღنازی جونღღ |

قبلا اگه یه پسر و یه دختر در شرایط مساویمیرفتن زیر تریلی میگفتن دختره خوب رفته که رفته!یه نون خور کم شده.ولی پسرمون نون آور خونمون بود و تاج سرمون بود و .......
ولی حالا چی؟!
اگه همین اتفاق بیافته باز دیه ی پسره بیشتره در صورتی که:
خیلی از پسرا بیکارن یا خونه باباشون نشستن صبح تا شب پی علافی و یللی تللی و خوش گذرانی بعدشم مامانه 1000 بار فدات شم و تصدقت و.......اگه هم کار کننکه یه قرون به کسی نمیدن!
حالا دخترا چی؟!
خیلی از دخترا نمیتونن ببینن مامان یا بابای بزرگتر از خودشون کار کنه و اینا بشینن نگا کنن!!میرن کار میکنن خرج مامان بابشونم میدن!
با این همه ظلمی که در حقمون میشه باز سر بلند نمیکنیم!
چیزای خیلی ساده رو نگا کنید
یکی از دوستای من چند روز پیش میگف 4 صبح دیدم سر و صدا میاد پا شدم رفتم دیدم مامانم داره سبزی پاک میکنه!منم احساس کردم وظیفه ی هر دختریه که نذاره مامانش تنهایی کار کنه و رفتم کمک کردم ولی از خودم متنفر شدم!!همون موقع داداشش پا میشه میاد آب بخوره!مامانه میگه فدات شم چرا نخوابیدی؟!نکنه مریضی ها؟قرص بهت بدم؟!.....پسره م برگشته گفته ولمون کن بابا گیر نده!!!
همین پسرای احمق چند بار اعتراض کردن که دخترا تو دانشگاهها جای ما رو گرفتن!کی گفته دختر باید درس بخونه؟!
چرا پدر یا شوهر یا برادر یا عمومون باید اجازه بده از کشور خارج شیم؟!اگه آدمای زبون نفهمی بودن چی؟!!
چرا اگه شوهر دلش نخواد زن نمیتونه کار کنه؟!!
چرا تو مهمونی میوه و چای و شیرینی رو اول واسه مردا میبرن؟!
چرا بعد غذا زنا باید برن ظرف بشورن و مردا لم بدن تلویزیون نگا کنن؟!
چرا ما نباید قاضی و وزیر و ..... بشیم؟!
چرا باید منتظر باشیم شوهرمون خرجیمونو بده؟!
چرا داداش من هیچ وقت غذا نمیپزه؟!جارو نمیکنه؟ظرف نمیشوره؟!کلفتی نمیکنه؟
چرا مامان من که یه زنه باید بیاد این فرهنگ تبعیض کثیف رو توسعه بده؟
چرا وقت ازدواج بایدبا پول بخرنمون(مهر و شیر بها!)
چرا مردا میتونن 7 تا زن داشته باشن؟

چرا این همه تبعیض؟ 

--------------

یه آرام بخش:


الرجال قوامون علي النساء

آقای جوادی آملی در کتاب زن در آيينه جمال و جلال مي نويسد:

«شبهه ديگر، قيموميت و معناي آيه "الرجال قوامون علي النساء" است. بايد دانست آنجا که زن و مرد به عنوان دو صنف مطرح مي شود، هرگز مرد قوام و قيم زن و نيز زن تحت قيمومت مرد نيست؛ بلکه قيمومت تنها در مورد رابطه زن و شوهر است.»

توجه داريد که چقدر اين حرف مهمه چون خيليا ازهمين آيه استفاده کردن و گفتن زنا نبايد وزير بشن!!
چرا؟ چون عقیده دارن قيمومت مردا بر زنا عموميت داره و منحصر به شوهر نسبت به زنش نيست و شامل حکومت و قضاوتو ايناهم ميشه
يني دقيقا برعکس صحبت آقاي جوادي آملي

ادامه صحبت آقاي جوادي آملي:
«معناي قيم بودن شوهر نسبت به زن، يک امر حقوقي تخلف ناپذير يا اختلاف ناپذير نيست؛ زيرا در صورتي که زن استقلال اقتصادي و صلاحيت اداره، تدبير، نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را داشته باشد، مي تواند در متن عقد نکاح محدوده آن قيموميت را با توافق شوهر تعيين نمايد تا به هيچ وجه به استقلال و کيان وجودي او آسيبي نرسد.»

و در نهايت جمع بندي ايشون:

1- آيه "الرجال قوامون علي النساء" مربوط به زن و شوهر است؛ نه زن مقابل مرد.
2- اين قيمومت، معيار فضيلت نيست؛ بلکه وظيفه است.
3- قيم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است؛ گاهي زن قيم مرد و زماني مرد قيم زن است و در اصول خانوادگي بسيارياز مسائل عوض مي شود. اطاعت فرزندان از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است و اگر فرزند کاري خلاف رضايت پدر يا مادر انجام دهد، عاق آنان مي شود و عقوق والدين حرام است؛ بنابراين مادر نيز بر پسر قيم است؛ گر چه پسر او مجتهد يا متخصص باشد و اصولا در مسائل مربوط به داخل خانواده، زن و شوهر و مادر و فرزند و پدر و فرزند حقوق متقابلي دارند که با حقوق و ضوابط مربوط به صنف زن و مرد متفاوت است.
4- قيموميت مرد با شرايط ضمن عقد، تحديدپذير و قابل واگذاري است. 5- قيموميت در زبان قرآن به معناي فرمانروايي و سالارگري نيست؛ بلکه يعني سرپرستي و مديريت و مسئوليت پذيري و چنين قيموميتي نه تنها مقام نيست که باربرداري و خدمت‌گزاري است.

+ نويسنده چهارشنبه هجدهم شهریور 1388

ساعت 0:58

توسط ღღنازی جونღღ |

سلام سلام!

امروز تفلت اینجانب است و دوس داریم آپ کنیم!

یه سری علما میگن در روز 31 مرداد یه سال خوف به دنیا اومدم!یه سری دیگه م معتقدن که نه(یا نه!!: دی*) 28 شهریور همون سال خوف به دنیا اومدم!

البته اونا که میگن 31 م موثق(!) ترن!:دیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دقت عمل بیشتری هم دارشتن چون ساعتشم 10 شبتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com بیمارستان بییییییپ واقع در بیییپ ثبت کردن.که اسنادشم موجوده!: دی.هرکی باور نکرد بیاد تا بهش بگم بگم!: دیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بنا به دلایل شخصی یکم زودتر از موعد مققر جشن فرخنده ی تفلتم را برگزار نمودم تا بین علما اختلاف نیفته!

قرار بود همه کارارو خودم بکنمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمنم که ماشالا از هر انگشتم یه هنر میبارهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com نه جارو پارو بلدم نه آشپزی و این حرفاتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com خیلی بدم میاد دختر این کارارو بلد باشه!پسرا از این کارا بکنن،به ما چهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comهرچی فکر کردم دیدم نه واقعا تنهایی کار به جایی نمیرسه!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصمیم گرفتم میدیا و دنی رو به کمک بطلبم!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comجفتشونم از اون دخترای خوب که هرجا نیاز باشه به کمک دوست میشتابنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com خلاصه که به جای کار کردن همش میزدیم تو سر و کله ی هم!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه بساطی بود که نگو!!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شانس آوردیم دخترا دیر اومدن!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comوگرنه کلامون پس معرکه بود: دیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comکیکم هم نیز مثل خودم کوشولو بود!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

سر فوت کردن شمعام هیچ آرزوی کثیفی یادم نیومد: دی!به پیشنهاد دوستان آرزو کردم دونشگاه خوف قفول شم(میگن آرزو بر کودکان عیب نیس: دی)






حالا اینارو ولش!کادوارو رد کنید بیاد: دی


مرسی از همه اونا که صبح زود اس دادن که اولین نفر باشنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

زهرا اول شد!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
5 صبح تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comخلاصه خیلی بزن و بکوب باحالی بود تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comحالا نرقص کی برقص!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comو شبش کلی تاول کف پامون دیدم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ممنون از همه دوستانی که زحمت کشیدن و خوشحالم کردنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
ایشالا تفلت خودتون جبران میکنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

مرسی از هنرنمایی زیباتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com: دیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوش باشید!
تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
این شعرو خیلی دوس دارم!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
تقدیم به خودمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
I'm a big big girl 
in a big big world
It's not a big big thing if you leave me
but I do do feel that
I too too will miss you much
miss you much...

I can see the first leaf falling
It's all yellow and nice
It's all very cold outside
like the way I'm feeling inside

I'm a big big girl
in a big big world
It's not a big big thing if you leave me
but I do do feel that
I too too will miss you much
miss you much...

Outside it's now raining
and tears are falling from my eyes
Why did it have to happen?
Why did it all have to end?

I'm a big big girl
in a big big world
It's not a big big thing if you leave me
but I do do feel that
I too too will miss you much
miss you much...

I have your arms around me
warm like fire
but when I open my eyes
You're gone...

I'm a big big girl
in a big big world
It's not a big big thing if you leave me
but I do do feel that
I do do will miss you much
miss you much...

I'm a big big girl
in a big big world
It's not a big big thing if you leave me
But I do feel I will
Miss you much...
Miss you much


+ نويسنده شنبه سی و یکم مرداد 1388

ساعت 13:51

توسط ღღنازی جونღღ |

http://www.freewebs.com/pegahnia/pegahpic/noroozpic12.jpg

سلا سلام به همه ی دوستای گلم!
باز عید شد ولی من اصلا شور و شوق پارسال پیار سال و ندارم!
امروز م که چهارشنبه سوری و ما میریم که خیابونا رو به ف*ک عظما بکشیم!!: دی
حالا بماند چند هزار تا دستی بزنیم زیر ماشینا!: دی
من تصمیم دارم همچنان بی هدف این سال 88 رو هم به پایان ببرم و سال 89 نیز!
بعد دیگه 90 فرق داره!: دی
اگه زنده باشم خواهید دید چه خواهیم کردندی!: دی
انگار مرد 2000 چهره م قراره پخش شه که من بسی دوس میدارمندی!: دی
من که امسال حال سفره چیدن ندارمندی!
اینم سفره ی پارسال که بسی واسم مهم بودندی!: دی
زیاد کیفیتش بالا نیس چون با گوشی گرفته شده اندی!(جمله پسیو میباشدندی!: دی)


خلاصه خوش باشید و خوش بگذرونید!



ادامهی مطلب هم نوروز از نگاه دکتر علی شریعتی ه!
من که خیلی دوسش دارمندی!

ادامه مطلب

+ نويسنده سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

ساعت 11:55

توسط ღღنازی جونღღ |

سلام سلام! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوبید دوستام؟!: دیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خیلی نامردیدا نظر نمیدید!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

هلیا جونم مقسی عسیسم که همیشه با کامنتای خوشملت هپی م میکنی!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اینم یه شعر قشنگ که خیلی قشنگه!: دیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

===

يه نفر خوابش مياد و واسه خواب جا نداره

يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره

يه نفر مي شينه و اسکناساشو مي شمره

ميخواد امتحان کنه که داره يا نداره


ادامه مطلب

+ نويسنده یکشنبه دوازدهم آبان 1387

ساعت 22:31

توسط ღღنازی جونღღ |

سلام سلام.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوبید دوستای گلم؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمنم خوبمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.خب دیگه امروز اومدیم دعوت پریانکا جونو قبول کنیم و این بازی لوس رو انجام بدیم.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

از چه رنگی خوشت میاد؟

خیلی رنگا!این روزا هر چی مد شه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

وقتی میگن ترس یاد چی می افتی؟

یاد مرگ و جن و عشقخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

بیشتر چه کتابایی میخونی؟

رمان خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو کتابای درسی!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

شخصیت های مورد علاقه ات(۲تا)

۲تا؟!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irنمیگیم چون اگه بگیم بقیه ناراحت میشن(اخی من چه قد با احساسمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir)

 

این کلمات رو میگم اولین چیزی که یادت اومد بگو:

 

ترسناک:این دو تاخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir--->و خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دوست داشتنی:خدا بعدشم خودمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بهار:بارون قشنگخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

عموپورنگ:چه سوال لوسی!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

جوراب:کریسمسخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خب دیگه اینم از جوابای ما!
نظر یادتون نره
خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بای بایخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

+ نويسنده یکشنبه سوم شهریور 1387

ساعت 16:20

توسط ღღنازی جونღღ |

سلام دوستای گلمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.خوبید؟اخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irامروز میخوام چند تا عکس خیلی قشنگ واستون بذارم

.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

.

.

گناهان هفت گانه

.

.

شهوت

shahvat

.

.

حسد

hasad

 

.

.

پر خوری

por khori

.

.

غرور

ghoroor

.

.

تنبلی

tambali

.

.

خشم

khashm

.

طمع

tama'

 

 

 

 منبع:

 http://www.pk-shiton.blogfa.com/

+ نويسنده یکشنبه سوم شهریور 1387

ساعت 10:43

توسط ღღنازی جونღღ |

 

 

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم

بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛

مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود

داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که

دهانش آب افتاد.

 

فرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به

نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار

بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام

از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا

قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر

بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو

جهنم را دیدی!"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق

قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب

انداخت!

افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به

اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت:

"نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟

اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار

تنها به خودشان فکر می کنند!"

 به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم!

منبع:http://www.aroni.blogfa.com/

ممنون از صادق عزیز

 

+ نويسنده یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

ساعت 14:4

توسط ღღنازی جونღღ |



ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد.
پشت خط مادرش بود .
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟
مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.
 پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد ,
 صبح سراغ مادرش رفت .
وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نويسنده یکشنبه یکم اردیبهشت 1387

ساعت 14:13

توسط ღღنازی جونღღ |

RSS

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

example: